خواجه نصير الدين الطوسي
130
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
فصل در معرفت ( انواع ) « 1 » پادزهر . معدن او در بسيار مواضع است . اما معدن بهتر در اقصاء هندوستان است « 2 » ميان هند و چين . و از پنج لون باشد « 3 » ، سفيد ، و زرد ، و سبز ، و خاكرنگ ، و منقّط كه به روى نقطهنقطه باشد ، « كه بختوماند » « 4 » . و بيشتر چنان يافت مىشود كه ملوّن بود . يك رنگ مطلق كم بدست آيد . و از او دستههاء كارد ، و ديگر انواع طرايف « 5 » سازند . و دستهء نيك كما بيش پنج دينار بخرند . بهترين آن باشد كه مانند ساق چغندر بود . و نوعى ديگر هست « 6 » كه آن را عسلى « 7 » خوانند ، زردى باشد كه با سفيدى زند . آن
--> ( 1 ) - ب : در انواع ، ( معرفت ) ندارد ( 2 ) - ب : در زمين هندوستان بود - م ، ن ، ج : در اقاصى هندوستان بود ( 3 ) - ب : ميان چين و هند و پنج رنگ است - ج ، ن ، م : از پنج لون بود ( 4 ) - ب : ( كه بختوماند ) ع : ( كه ) ندارد و اين جمله در م ، ج ، ن : نيست ( 5 ) - ب : كم دست مىدهد و از وى دستههاى كارد و ديگر ظرايف ( 6 ) - كلمهء ( هست ) در ج ، ن ، م : نيست ( 7 ) - ب : عسل .